سال نو من
سرمشقها ی آب بابا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت
گل کردن لبخند های همکلاسی
در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت
ترس از معلم حل تمرین پای تخته
آن لحظه های بی کلک را یادمان رفت
راه فرار از مشقهای زنگ اول
(( ای وای ننوشتیم آقا)) یادمان رفت
آن روزها را آنقدر شوخی گرفتیم
جدیت(( تصمیم کبری)) یادمان رفت
شعر(( خدای مهربان )) را حفظ کردیم
یادش به خیر اما خدا را یادمان رفت
در گوشمان خواندند رسم آدمیت
آن حرفها را زود آما یادمان رفت
فردا چه کاره می شوی موضوع انشا
ساده نوشتیم آنقدر تا یادمان رفت
دیروز تکلیف آب بابا بود وخط خورد
تکلیف فردا نان و بابا یادمان هست.....
+ نوشته شده در شنبه دوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11:2 توسط سورنا
|