پاييز


رقصيدنِ يك مشت برگِ زرد و قرمز
پاييز هم فصل قشنگي است گاهي
سيگار و مستي و شراب ناب شيراز
يك بوسه! يك شب! ناگهاني! اتفاقي!

آرامش شب، نبض هاي تند و محكم
در آتش و گرماي جسمي داغ مُردن
يك شرط بندي بر سر يك بوسه از لب
و شرط ها را يك به يك از قبل بردن

يك بازيِ پيچيده با لب ها و ابرو
دستي كه ميخواهي خودش در دست گيرد
هي ميفشاري محكم او را توي آغوش
آنقدر ميبوسي لبش را تا بميرد


پاييز فصل مستي و ديوانگيهاست
پاييز فصل بوسه هاي شرط بندي است
پاييز فصل عشقهاي تازه و ناب
پاييز اصلا فصل زيبا و قشنگي است...

زينب انصاري...